نقش سورفکتانتها در صنایع دیپینگ(غوطه وری قالب در مواد)
نیروی کشش سطحی ومشکلات پیرامون آن در صنایع دستکش سازی-کاندوم-بادکنک-لوازم پزشکی لاستیکی و....بحثی است که عملا ضایعاتزیادی را ایجاد میکند.(در اینجا صنایعی مورد بحث است که با لاتکس NRسروکار دارند)قالبها(فورمرهاformers )قبل از ورود به شيرابه لاتكس بايد توسط فيلمي از مواد منعقد كننده(حاوي يون آزاد كلسيم -منيزيم ويا هيدروژن اسيدي) شيرابه لاستيكي بصورت يكنواخت پوشيده شوند.تا لايه لاستيكي منعقد شده بر رويقالب يكنواخت وسالم باشد.اما متاسفانه با نگاهي كارشناسانه به اغلب محصولات داخلي ميبينيم كه مشكل عدم تشكيل لايه يكنواخت در محصولاتي نظير دستكشهاي ظرفشويي وصنعتيلاستيكي وجود دارد.يك آزمايش ساده ميتواند تا حد زيادي اين موضوع را روشنسازد.يك تكه شيشه تميز فاقد لك وچربي را بر روي يك سطح صاف قرار دهيد.حالا يك قطره آب را بر روي شيشه با نوك انگشت بنشانيد.خواهيد ديد كه قطره به صورت يك گنبد كوچك بر روي شيشه قرار خواهد گرفت ويك نيم دايره تشكيل ميدهد.بلهمولكولهاي سطحي آب همديگر را با نيرويي خارق العاده نگه ميدارند به طوري كه ديواري گنبدي شكل بر روي سايرمولكولهاي داخلي تشكيل ميدهند.(اعجاز پيوند هيدروژني آب)مثال ديگر همان است كه در دوره تحصيل آزمايش ميكرديموآن قرار دادن يك سوزن بر روي سطح آب بود كه با توجهبه چگالي خيلي بالاتر فلز نسبت به آب اما نيروي كششسطحي مانع فرو رفتن سوزن درون آب (غير متلاطم)ميشد.اما اگر شما همين آزمايشها را بوسيله استون ويا اتانول انجام دهيد چنين نتايجي حاصل نميشود.حالا به صنعت بازميگرديم:وقتي كه قالبها درون حوضچه مواد انعقادي كه معمولا حاوي ۳۰ در صد نيترات كلسيم وياكلريد كلسيم و۷۰ درصد آب است وارد ميشوند تا يك فيلم يكنواخت از اين محلول روي آنها قرار گيرد با اين خاصيت آب مواجه ميشوند كه هنگام خروج قالب از محلول منعقد ساز مولكولهاي پاييني بالاتري ها را به پايين ميكشند واجازه تثبيت آنها را بر روي قالب نميدهند.وميبينيم كه بافيلم ناقص وغير يكنواخت ودر بسياري موارد با عدم تشكيل فيلم بر روي قالب مواجه ميشويم وضايعات غير قابل بازگشت وبسته بندي حاصل ميگردد.در كشورهاي پيشرفته تر آنجايي كه قيمت موادي نظير استون-اتانول پايينتر است ودسترسي ساده تر: حتي الامكان از آب در محلولهاي انعقادي بسيار كم ويا اصلا استفاده نميكنند.ولي در ايران سورفكتانتها بيشترين كمك را به اين صنعت انجام ميدهند.سورفكتانتها عوامل فعال سطح هستند اين ترجمه شايد زياد مشخص نباشد(surface active agent)اما با توضيحاتي كه خواهيم داد موضوع روشن ميشود.سورفكتانتها موارد كاربرد متعدد ومتمايزي دارند وبنا بر كاربرد صنعتي آنها ميتوان از گروههاي خاصي استفاده نمود.آنها ميتوانند خواص كشش سطحي مايعات را تغيير دهند.بنا به نياز ما كاهش ويا افزايش.در مورد اخير كه مسئله پيرامون آب وكشش سطحي بالاي آن است سورفكتانتهايي به كار ما مي آيند كه بتواننداين خاصيت كشش سطحي آب را كاهش دهند.ومتعاقب آن فيلم منعقد ساز بطور يكنواخت بتواند بر سطح قالب گسترده وتثبيت گردد.چه موادي ميتوانند سورفكتانتهاي مناسبي براي ما باشند(در شرايط فوق)؟؟؟؟؟استون-متانول-اتانول .....وبرخي از الكلهاي بلند زنجير خطي محلول در آب و....كه بنده به آنها علم ندارم.ميتوانند تا حدي از كشش سطحي آب كم كنند در اين ميانالكلهاي بلند زنجير بهتر از بقيه عمل ميكنند .استفاده از دي وتري اتانول آمينها نيز خالي از لطف نيست.گليسيرين هم خواص چند منظوره اي ميتواند ايجاد كند(عامل تر كننده wetting agent)نمكهاي سديم وپتاسيم سولفونيك اسيدها نيز بدون تاثير نيستند.اما در اين ميان يك سورفكتانت خوب به نام صنعتي LW كه الكلي بلند زنجير است در اين صنعت نقش بسزايي ايفا مينمايد.اين الكل جامد بوده وبصورت پرك وچرب مانند است در آب گرم براحتي ودر آب سرد با هم زدن زياد حل ميشود شبيه به استئاريك اسيد بوده اما روغني نميباشد.با ورود حدود ۱ درصد وزني از اين الكل درون حوضچه انعقادي كشش سطحي محلول تا حد قابل قبولي پايين ميايد بطوريكه ضايعات صددرصد را از ميان برداشته وتنها از ديد تخصصي ميتوان ضايعات كار را بررسي نمود.استفاده همزمان از ساير سورفكتانتهاي نامبرده شده خالي از لطف نخواهد بود فقط متذكر ميشوم كه در مصرف اين سورفكتانت افراط نشود چون ممكن است خواص نا مطلوبي از خود بروز دهد.پس يك فرمول خوب براي حوضچه انعقادي شامل۱ـ نمك حاوي يون كلسيم۲ ـ آب۳ـ الدبليو ۴ـگليسيرين ۵ـ اسيد جهت القائ بار مثبت بيشتر روي فورمر و ۶ـ تا اينجا كافي است باقي جزء ريزه كاريهاست
سلام دوستان این وبلاگ سعی در ارائه بهترین ها و مطالب علمی روز بخصوص صنعت دستکش را دارد خدمات ما به شرح زیر است